ادبیات عمومی:
درسی هوش بر بسیار تنش زا و وقت گیر، مشتمل بر چهار کتاب: ادبیات 2، ادبیات 3، زبان فارسی 3 و ادبیات عمومی سال چهارم و چهار مبحث تاریخ ادبیات،قرابت،ارایه های ادبی و املا
معمولا نحوه ی چینش سوالات این درس در کنکور به صورت زیر است:
1- سه سؤال اول مربوط به واژگان و معنای لغت است. سؤال اول از ادبیات 2 و ادبیات 4، سؤال دوم از ادبیات 3 و سؤال سوم از ادبیات 2 یا ادبیات سال چهارم.
معمولا برای رشته ی انسانی لغات مطروحه از بخش واژگان و لغات آخر کتاب مطرح میشود البه هر چندگاه گاهی لغات دشوار در متن درسی که در آخر کتاب نیامده نیز می آید.
این معانی را باید کامل بلد بود مثلا اگر برای واژه ی «افگار» چهار معادل «آزرده، خسته، زخمی، بیروح» را آورده باید فقط همین چهار تا را برای آن بلد بود و حفظ کرد. خود کلمهی «خسته» نیز اندکی جلوتر از آن «مجروح، زخمی» معادل گذاری شده است لذا بایدتوجه داشت که نمی توان واژهی افگار و آزرده را برای خسته به کار برد اما کلمه ی خسته را میشود برای افگار به کار برد.
در لغت باید خیلی دقت کرد و ذهنیات شخصی خودمان را از معانی لغات وارد نکنیم فقط همان چیزی که در کتاب ذکر شده را باید بلد بود.
نکتهی دوم آنکه شاید لغتی هم در سال دوم و هم در کتاب سوم و هم در کتاب چهارم آورده شده اما در هر کدام معانی متفاوتی ارائه شده باشد این بیانگر آن است که اشتراک نظر مؤلف کتاب برای معانی به طور فنی میتواند درست باشد اما برای سؤال کنکور نه. لذا اول باید با کمک سایر لغات مطرح شده در آن سؤال تشخیص داد که این سؤال لغتی مربوط به کدام یک از این سه کتاب است و بعد اگر مثلا برای سال سوم بود، باید مبنایی را که در آخر کتاب سال سوم ذکر شده است در نظر گرفت. اما اگر چنین نشد میشود اشتراک معنایی مدنظر مؤلف را لحاظ نمود.
2- دیگر بخش مربوط به املا لغات است که معمولا 2 یا 3 تا سؤال است. اخیرا سؤالات مطروحه و در این زمینه به این صورت است که متنی را از کتب بزرگان ادب پارسی که معمولا آن متن در کتاب نیامده را انتخاب میکنند مانند کلیله و دمنه ،گلستان، تاریخ بیهقی و … اما لغاتی که در این متن مدنظر است عین آن با همان معنی در کتاب درسی نیز آمده و ما به آن آشنایی هستیم. پس باید با تمرین وتکرار آن را بخاطر بسپاریم. یعنی حین این که داریم متن کتاب را میخوانیم باید لغات سخت آن را با توجه به معنایش نیز تمرین کنیم. گاهی نیز مخلوطی از سؤالات لغت و املاء میدهند که باتوجه به معنای مطروحه در جلوی آن باید صحت نوشتاری را معین کنیم.
تشخیص ثواب از صواب، قدر از غدر، ضلالت از ظلالت، روزه از روضه، حذر از حضر، بسیار دشوار و پیچیده میباشد فلذا صرفا آن لغاتی که در درس از دروس زبان فارسی سال سوم آمده کفایت میکند وباید آن لغاتی که در داخل متن آمده را نیز بلد باشیم. خصوصا ادبیات سال چهارم که زبان فارسی به شکل معمول برای آن در نظر گرفته نشده است. در زمینه ی املای لغات ادبیات سال دوم بهتر است نگاهی به قسمت های املایی زبان فارسی سال دوم نیز داشته باشید خصوصا دروس املایی و بیاموزیمهای املایی آخر هر درس.
3- تاریخ ادبیات:
که معمولا دو یا سه سؤال است و از بخش های مقدمه ی ریر نویسهای بالای هر درس، درآمدها (خصوصا درآمدهای کتاب سال چهارم) و اعلام انتخاب میشوند.
در بخش اعلام تاکید اصلی بر روی نویسندگان، شاعران و آثار ادبی آنها میباشد. یعنی اگر در اعلام واژههایی همچون آمازون، امریکای جنوبی، آدم و حوا، امام حسین و … آمده است برای این بخش مهم نیست هر چند جهت دفع خطر احتمالی ناشی از آمدن آنها که یک درصد میباشد حداقل یک بار به آنها نگاهی بیفکنیم بد نیست. بهتر است از این بخش ها خلاصه ای از نویسندگان و آثار آنها تهیه کنید. در اینجا ترتیب کتاب مهم نیست ممکن است در باب استاد غلامحسین یوسفی، هر سه کتاب توضیح و تشریحی بیان کرده باشند برخلاف واژگان در اینجا ترتیب مهم نیست و شخصیت و آثار آن فقط مهم است حتی ویژگی های آثار آن را نیز باید در نظر گرفته شود.
جهت تاکید آنکه کتابها و نویسندگانی که در زبان فارسی سال سوم ذکر نامشان آمده است خصوصا در درس مرجع شناسی مهم میباشند و سابقه ی کنکوری نیز دارند.
4- آرایه ی ادبی:
دریافتن معنی در پیدا کردن آرایه های موجود در بیت کمک شایانی میکند پس در ابتدا باید سعی کنیم شعر را خوب بخوانیم تا معنی آن را دریابیم. خصوصا در زمینه ی آرایه های معنوی همچون ایهام، تناقض،حسآمیزی و … هر چند که در زمینه ی آرایه های لفظی همچون تکرار، واج آرایی، ردالقافیه و … نیاز چندانی به معنا نیست.
تمرین و تکرار هر چه بیشتر خصوصا مطالعه ی اشعار شعرای بزرگ (خیام، حافظ، سعدی، مولانا و …) کمک شایانی در این امر میکند لذا اگر روزی یک شعر از این شعرا را انتخاب کنیم و به نقد و تحلیل آن بپردازیم کافی است البته نیازی نیست که نقد کامل باشد تا آنجا که خودمان مهارت داریم و آشنا هستیم و بلد میباشیم برای خودمان آن را بررسی میکنیم چه بسا که همان بیت یا شعر در کنکورتان بیاید. فلذا تمرین و تکرار شعر در این بخش مهم است.
5- قرابت معنایی
از وقت گیرترین بخش های ادبیات عمومی این بخش است فلذا این سؤالات تراز خوبی دارند چون گستردگی وقت برای زدن آن را دارد. جویندگان اعلی الرتب باید هوشیار باشند که این بخش بیش از آنکه به قدرت حافظه و یادگیری بستگی داشته باشد به فرایند تحلیل ذهنی و سرعت آن بستگی دارد که با مطالعهی هر چه بیشتر اشعار خارج درسی فراهم میشود. فلذا جهت بهبود در این بخش باز هم پیشنهاد بر این است که سراغ شعر شعرا را بگیریم تا با تحلیل آن این مهارت را کسب کنید. زیاد تست زدن نیز در این بخش کمک زیادی میکند.
در این بخش باید:
اولا: مثل بقیهی سؤالها، معنی و مقصود سؤال را فهمید اگر بیت مدنظر در سؤال مطرح شده است باید بفهمیم که مفهوم خود این بیت چیست.
دوما: سریعا سراغ گزینه ها برویم و آنها را تحلیل و بررسی کنیم تا ببینیم مفهوم آنها چیست.
سوما: وجه مشترک مدنظر طراح سؤال در ابیات مذکور را پیدا کنیم و آن گزینه ای که متفاوت با سایرین است را تشخیص دهیم. شاید هر بیت چند نکته داشته باشد مثلا هم در باب قناعت تاکید کند هم در باب پرهیزگاری و هم در غنیمت شمردن فرصت تاکید کند مهم آن است که تداوم مفهوم آن مدنظر طراح و مشترک میان سایرین میباشد فلذا همان را انتخاب کنیم.
در این باب بیشتر شعر حافظ و مولانا و خیام و بوستان سعدی توصیه میشود.
6- زبان فارسی:
6 تا 8 سؤال فقط از کتاب سال سوم و آن هم معمولا بیشتر از قسمت های دستوری کتاب می آید. یعنی آن قسمت هایی از زبان فارسی سال سوم که در باب ساختمان واژه، اجزای جمله، ویرایش، ترکیب های وصفی و اضافی، دستور تاریخی و زمان افعال و … بحث میکند .
آنجا که موضوع درسی صرفا نظری- شرحی است مثل نگارش ادبی، مرجع، نامه نگاری، طنز و … خیلی کم سابقه ی کنکوری داشته هر چند که گفتن «اصلا مهم نیست» ریسک و اشتباه بزرگی است اما تجربه نشان داده که تا به حال از این بخش ها سؤال بخصوصی نیامده است. پس بهتر است نسبت مطالعهی بخشی دستوری به نگارش سه به یک باشد.
برای قوت در بخش دستوری فقط تمرین و تکرار و تست زدن زیاد کمک میکند خصوصا در بخش تکواژهها که باید سرعت خود را بالا ببرد.
توصیه ی شخصی در بخش تکواژهها آن است که آخرین سوال از بخش عمومیکه می زنید این سؤال باشد.